مرتضى راوندى
822
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
را در يك حال وابستگى قرار مىدهد . در حالحاضر ، نه تنها كشورهاى جهان سوم از لحاظ صدور مواد خام ، وابسته به كشورهاى سرمايهدارى هستند بلكه از لحاظ وارداتى نيز وابسته به آنها هستند . بطور متوسط ، كشورهاى در حال توسعه 60 % كالاهاى ساخته شدهء مورد نياز خود را از كشورهاى صنعتى وارد مىكنند . ارقام رسمى سازمان متحد حاكى از آن است كه آمريكا و اروپا و ژاپن در حدود 90 % صنايع سنگين دنيا را در دست دارند در حالىكه سهم آسيا و آفريقا ( باستثناى ژاپن ) در اين مورد از 36 % تجاوز نمىكند . » « 1 » در كشورهاى جهان سوم ، « كمبود درآمد كلى ، مشكلات مالى و اقتصادى گوناگون ، فشار مصرف بر عوايد موجود ، استفادهء غيرتوليدى از پسانداز ضعيف ملى ، هرجومرج در مصرف درآمد ملى ، ضعف دستگاههاى دولتى در طرح و اجراى يك سياست جدى اقتصادى ، و بالاخره مخارج ناشى از نگهدارى قواى انتظامى و تأميناتى و نظامى سنگين ، بسيارى از اين كشورها را وادار مىكند كه براى رفع مشكلات خود ، بدنبال كمكهاى مالى و قرضههاى گوناگون بروند . » « 2 » همين جريانات ، بيش از پيش ، كشورهاى عقبمانده را به قدرتهاى بزرگ استعمارى وابسته مىكند . غير از آنچه گفتيم ، عامل مهم ديگرى كه به انحطاط كشورهاى جهان سوم كمك مىكند ، عدم استفاده و يا استفادهء كم و ناچيز از منابع طبيعى است ؛ به اين معنى كه در كشورهاى عقبمانده ، به علت ضعف فرهنگى و فنى و آشنا نبودن به تكنولوژى جديد ، از منابع طبيعى موجود ، چنان كه بايد ، بهرهبردارى نمىكنند « براى نمونه ، تخمين زده شده است كه در هندوستان ، در حدود 90 ميليون جريب زمين حاصلخيز استفاده نشده وجود دارد ، و تنها برنامههاى وسيع آبيارى ، در پنجاه - شصت سال اخير ، نشان داده است كه مىتوان ميليونها جريب بر ميزان زمينهاى حاصلخيز افزود . در برمه نيز تخمين زده شده است كه 19 ميليون جريب هنوز مورد استفاده قرار نگرفته ؛ و در عراق ، مىتوان از 6 تا 20 ميليون جريب ديگر اضافه كرد . همچنين در سوريه و تركيه ، دهها ميليون جريب زمين را مىتوان براى محصول مفيد آماده كرد . همين واقعيت عينا در مورد معادن كشورهاى كمرشد صادق است . در اين ممالك ، استفاده از منابع معدنى ، به نحوى ناقص و ابتدايى ، صورت مىگيرد و چه بسا معادن گرانبهايى كه به علت بيخبرى مردم و زمامداران در دل خاك نهفته است . مىتوان گفت كه در كشورهاى فقير ، اكثر آنان به كارهاى كشاورزى و استخراج معادن مىپردازند . بخش صنايع باصطلاح ، تبديلى ( Industries de transformation ) قسمت بسيار جزئى و محدودى از نيروى كار را به خود مشغول مىدارد ؛ و در مورد « بخش سوم » ، يعنى بخش خدمات عمومى و خصوصى و تجارت و حملونقل ، همان تورم غيرطبيعى و ناسالم كه در ساير بخشها مشاهده مىشود ، به چشم مىخورد . مجلهء بين المللى كار ، در شمارهء ماه ژانويه - فوريهء 1967 ، دربارهء فعاليت اقتصادى
--> ( 1 ) . همان . ص 149 - 143 ( به تناوب و اختصار ) . ( 2 ) . همان . ص 152 .